زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
 

بخل (مفردات‌نهج‌البلاغه)





بخل (به ضم باء و سکون خاء) یکی از مفردات نهج البلاغه، ضد سخاوت و بخشش به معنای امساک و نگه‌داشتن چیزی است؛ که حضرت علی (علیه‌السلام) در خصوص افرادی که اهل انفاق و صدقه نیستند و همچنین در مورد علم خدای تعالی از این واژه استفاده نموده است.


۱ - مفهوم‌شناسی



بُخل (به ضم باء و سکون خاء) به معنای ضد سخاوت آمده است. راغب اصفهانی معتقد است: بخل امساک چیزی است از محلّی که نباید امساک شود.

۲ - کاربردها



امام (صلوات الله علیه) از کنار مزبله‌ای می‌گذشت و در آن قاذورات بود فرمود: «هذا ما بخل به الباخلون؛ این قاذورات همان طعام‌هایی است که اهل بخل، از دیگران مضایقه کردند.»
آن حضرت (علیه‌السلام) در رابطه با علم حق تعالی فرموده است: «فیعلم الله سبحانه ما فی الارحام من ذکر او انثی و قبیح او جمیل و سخّی او بخیل.»

۳ - تعداد کاربرد



این کلمه با مشتقاتش جمعاً بیست بار در «نهج البلاغه» آمده است.

۴ - پانویس


 
۱. ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القران، ص۱۰۹.    
۲. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۵۰۴، حکمت۱۹۵.    
۳. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۱۸۶، خطبه۱۲۸.    
۴. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۵۳۳، حکمت۳۳۳.    
۵. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۱۲۵، خطبه۹۱.    
۶. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۱۸۷، خطبه۱۲۹.    
۷. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۴۳۰، نامه۵۲.    


۵ - منبع


قرشی بنابی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، برگرفته از مقاله «بُخل»، ص۱۱۵-۱۱۶.    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.